المحقق السبزواري

203

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

غلطى به سهو واقع شود ، تعليم نمايد و اگر به عمد شده باشد و استحقاق تأديبى باشد ، تأديب نمايد و اصل از همه عمده‌تر آن است كه راه طمع ايشان بالكليّه مسدود باشد و اگر خيانتى از ايشان ظاهر شود ، البتّه پادشاه به نحوى كه مصلحت تقاضا كند به قول يا فعل تدارك آن به‌جا آورد . چهارم آنكه پادشاه از حال مظلومان و ستمرسيدگان متفحّص باشد و به همه‌جا و همه‌كس سفارش مىنموده باشد كه اگر به مظلومى ستمى رسيده باشد ، مرا خبر مىكرده باشيد . خواجه نظام الملك طوسى « 1 » ، كه از اعاظم وزراى دانشمند صاحب تدبير است و در عقل و كاردانى مثل است ، در كتابى كه جهت سلطان ملكشاه سلجوقى در آداب پادشاهى نوشته در اين باب سخنى دارد ، به عبارت او نقل كرده شد ، الّا در چند موضع كه لفظ غير مأنوس را تبديل نمود : بايد كه هميشه به همه اطراف جاسوسان بروند بر سبيل بازرگانان و سيّاحان و صوفيان و [ 47 ب ] داروفروشان « 2 » و درويشان ، و از هرچه مىشنوند خبر مىآرند ، تا از هيچ‌گونه از احوال خبرى از پادشاه پوشيده نماند و اگر چيزى حادث گردد و تازه رو دهد ، به وقت خويش تدارك كرده آيد . چه بسيار وقت بوده

--> ( 1 ) . حسن بن على بن اسحاق ، ملقب به « خواجه نظام الملك » ، متولّد به سال 408 ق . در نوقان طوس . جد او ، اسحاق ، از طبقهء دهقانان بيهق و از ديه انكو بود . پدرش ابو الحسن على ، به خدمت حكمران خراسان از جانب غزنويان پيوست كه چون اوضاع غزنويان در پى شكست دندانقان به سال 429 ق . آشفته شد ، وى به همراه فرزندش در غزنين به خدمت وزير عبد الصّمد عباسى در دستگاه غزنويان درآمد . خواجه از اين تاريخ به خدمت امراى غزنوى درآمد و در دستگاه آنان به امور ديوانى اشتغال ورزيد . بعدا چون دولت آل سلجوق را در اوج قدرت ديد در خدمت سلجوقيان قرار گرفت و به فرمان جغرى بيك داوود ، حاكم خراسان ، تربيت و همراهى پسرش آلپ ارسلان را عهده‌دار شد . پس از قتل آلپ ارسلان ، خواجه تنها شخصيت بانفوذ و وزير مدبّرى بود كه توانست قلمرو وسيع سلجوقى را از هرج و مرج رهايى بخشد . طرح تأسيس مدارس نظاميه در قلمرو سلجوقيان از جمله اقدامات مهمّ فرهنگى اين وزير نامدار ايرانى است كه علاوه بر جهان اسلام در مغرب زمين نيز اثر خود را برجاى گذارد . از وى دو كتاب باقى است : يكى سياستنامه يا سير الملوك و ديگرى وصايانامه يا وصايا كه - در واقع وصيت اوست به پسرش فخر الملك . خواجه در سال 485 ق . در مسير بغداد ، در نزديكى نهاوند ، به‌دست يكى از فداييان اسماعيلى به قتل رسيد . كسايى ، نور اللّه ، مدارس نظاميه و تأثيرات علمى و اجتماعى آن ، صص 24 تا 43 و 59 تا 61 . ( 2 ) . سياستنامه ، تصحيح هيوبرت دارك ، ص 101 : « پيرزىفروشان » .